انواع « ی »

1- « ی » نکره : مردی از شرق برخاست / آسمان را ورق زد

2- « ی» وحدت : نشانه ی یکی بودن

3- « ی » شناسه ی دوم شخص مفرد : می آوری ، دیدی

4- « ی » استمراری : رفتمی ، خواندمی

5- «ی » مصدری : خستگی ، زیبایی

6- « ی » لیاقت : خوردنی ، نوشیدنی

7- « ی » نسبت : تهرانی ، محمدی ؛ گاه صفت مفهوم ی دارد ( مرد جنگی ) و گاه مفهوم ی دارد ( تیر پرتابی ) این حرف با اضافه شدن به کلمات غیر فارسی معمولا به صورت «وی» در می آید  مانند: علوی(منسوب به علی) عیسوی(منسوب به عیسی) همچنین است کلماتی چون: ٬ رضوی٬ نبوی و .

8- « ی » میانجی : خدای من

9- « ی » اسنادی ( جانشین هستی ) : تویی ، تو خوبی .

10- « ی » تعجب : چه کتابی ! ، عجب حرفی! .

11- « ی » احترام : نورچشمی

12- « ی » دلسوزی ( ترحم ) : طفلی ، حیوونی .

13- « ی » کثرت : بسی ( بسیاری )

14- « ی » زاید : به واژه های مختوم به مصوت « 1» و « و » اضافه می شوند ؛ بوی ، موی ، خدای

15- « ی » بیان خواب : دیدم به خواب دوش که ماهی برآمدی .

16- « ی » تمنا : کاشکی .

17- « ی» تحقیر : تخم خرمایی ، عصاره تاکی

18- ـ ی » ممال : اسلامی = اسلیمی

 

 

 

انواع « ک »

1- « ک » تصغیر : شسرک ، دخترک .

2- « ک » تحقیر : مردک ، زنک

3- « ک » تحبیب : طوطیک ، گُلک

4- « ک » تکریم : مامک ، بابک

5- « ک » تشبیه : عروسک ، خرک

6- « ک » همراهی : پفک ، عینک ، نان سنگک ، بادکنک

 

 

انواع « ا »

1- « ا » دعایی : دهاد ، کناد

2- « ا » ندا : خدایا ، حافظا

3- « ا » واسطه ( میانوند ) : کشاکش

4- « ا » مناظره : گفتا

5- « ا » اطلاق یا اشباع : ز بیژن مگر آگهی یابما

6- « ا » تفخیم : بزرگمردا

7- « ا » مبالغه : خوشا

8- « ا » جانشین تنوین : ابدا

9- « ا » ی : دانا ، توانا ، گویا .

 

انواع «ان»

1-    جمع : مثال  دوستان ، ياران

2-    مكان : مثال  كندوان ، سپاهان، گيلان

3-    زمان : مثال  پاييزان ، سحرگهان ، بامدادان

4-    شباهت : : مثال  كوهان , ماهان

5-    حالت : مثال  خندان ، نالان، خرامان (صفت ساز يا قيدساز)

6-    اسم ساز( مصدری ): مثال  راه بندان ، شيريني خوران، حنابندان

7-   نسبت : بابکان

نکته :  در  برخی  موارد « ان  » جوهری است یعنی جزئی از خود واژه است مانند :  اصفهان ,  باران , ایران , گلستان

 

انواع  « كه » 

1-    حرف ربط (بين جملات مي آيد و پيوند وابسته ساز محسوب مي شود) مثال  آمد كه ما را بيند

2-    ضمير پرسشي (به معني چه كسي؟) :   از دست و زبان كه برآيد

3-    ضمير مبهم (به معني كس)  : هر كه (هر كس) آمد.

4-    حرف اضافه (  بعد از هر, این, آن, ضمایر منفصل مثل : من تو و. و یای نکره حرف اضافه به معني از می باشد   ) مثال  نان خوردن به كه كمر به خدمت بستن، (يعني نان خود خوردن بهتر از)

5- تعلیل : درمعنی علت, زیرا , زیرا که , به این دلیل  :  ملکا ذکر تو گویم  که تو پاکی و خدایی

6- موصول : به نام خدایی که جام آفرید / سخن گفتن اندر زبان آفرید

 

انواع «هم»

1-    قيد تأكيد (به معني نيز) :   او هم آمد

2-    ضمير مبهم (به معني همديگر) :  با هم رفتند

3-    پيشوند :   همكار

4-    حرف ربط مزدوج :  هم زهرا آمد هم مريم

 

 


ادبیاتکده -مسعودی
الف - عبارت هاي شعر و نثر را معني کنيد: 1 - با جامي از فرهنگ و بشريت رهگذار را مي آشاماني 2 - خونت با خون بهايت حقيقت در يک تراز ايستاد. 3 - چندان تناوري و بلند که به هنگام تماشا گلاه از سر کودک عقل مي افتد. 4 - آه اي مرگ تو معيار. 5 - مرگت چنان زندگي را به سخره گرفت و آن را بي قدر کرد. 6 - تو تنهاتر از شجاعت در گوشه ي روشن وجدان تاريخ ايستاده اي. 7 - عزمت ضامن دوام جهان شد 8 - شفق آينه دار نجابتت و فلق محرابي که تو در آن نماز شهادت گزارده اي 9 - ‏« وَ بَذَلَ مُهجَتَهُ فيکَ لِيَستَنقِذَ عِبادَکَ عَنِ الظَّلالِه و حيرِهَ الجَهالَه » ‏با کدام عبارت تناسب معنايي دارد ؟    * تو تنهاتر از شجاعت / در گوشه ي روشن وجدان تاريخ ايستاده اي به پاسدار از حقيقت.             *بر تالابي از خون خويش / در گذرگه تاريخ ايستاده اي / با جامي از فرهنگ / و بشريت رهگذار را مي آشاماني  10 - مفهوم عبارت « شرف المکان بالمکين » در کدام عبارت ديده مي شود ؟    * در فکر آن گودالم که خون تو را مکيده است / هيچ گودالي چنين رفيع نديده بودم.         * فلق محرابي که تو در آن نماز صبح شهادت گزارده اي . ب - قلمرو زباني: 1 - مترادف و متضاد واژه ي « رفيع » را بنويسيد. 2 - هسته و وابسته ها  را در گروه هاي اسمي داده شده مشخص کنيد :  * نماز صبح شهادت            * آن گودال         * غبطه ي بزرگ زندگي           * شيرين ترين لبخند          * يک تراز 3 - لغت هاي مشخص شده را معني کنيد: 1 - در - حضيض - هم مي توان عزيز بود  2 - مرگت چنان زندگي را به - سخره - گرفت. 3 - - شفق - آينه دار نجابتت  4 - هر چيز و همه چيز را در - کاينات - به دو پاره کرد. 5 - بر - تالالبي - از خون خويش ايستاده اي . 6 - و - فلق - محرابي که تو در آن نماز گزارده اي . 7 - شفق آيينه دار - نجابتت -  8 - مردني چنان - غبطه - بزرگ زندگاني شد. ج - قلمرو ادبي :  1 - « کلاه از سر افتادن » کنايه از چيست؟  2 - اضافه ي تشبيهي را در عبارت « چندان تناوري و بلند / که به هنگام تماشا / کلاه از سر کودک عقل مي افتد » بيابيد.  3 - تلميح عبارت « در فکر آن گوالم / که خون تو را مکيده است » را بيان کنيد 4 - آرايه ي « تلميح » را در عبارت « آب را دوست مي دارم که مَهر مادر توست » توضيح دهيد. 5 - در عبارت « تو تنهاتر از شجاعت / در گوشه ي روشن وجدان تاريخ / ايستاده اي » نوع ترکيب اضافي « وجدان تاريخ » را بنويسيد.  6 - « رفيع بودن گودال » داراي کدام آرايه ي ادبي است؟ 7 - در عبارت « شفق آينه دار نجات تو است» مشبه و مشبه به را مشخص کنيد؟ 8 - شاعر علت تشکيل شدن شفق را آينه دار بودن نجابت امام مي داند . اين مفهوم بيانگر کدام آرايه ادبي است؟ -------------------------------- الف - عبارت هاي شعر و نثر را معني کنيد: 1 - چندان تناوري و بلند که به هنگام تماشا گلاه از سر کودک عقل مي افتد. 2 - خون تو شرف را سرخگون کرده است. 3 - در حضيض هم مي توان عزيز بود . 4 - در فکر آن گودالم که خون تو را مکيده است. 5 - شفق آينه دار نجابتت و فلق محرابي که تو در آن نماز شهادت گزارده اي 6 - خونت با خون بهايت حقيقت در يک تراز ايستاد. 7 - با جامي از فرهنگ و بشريت رهگذار را مي آشاماني 8 - خون تو امضاي « راستي » است.   ب - قلمرو زباني: 1 - مترادف و متضاد واژه ي « رفيع » را بنويسيد. 2 - هسته و وابسته ها  را در گروه هاي اسمي داده شده مشخص کنيد :  * نماز صبح شهادت            * آن گودال         * غبطه ي بزرگ زندگي           * شيرين ترين لبخند          * يک تراز 3 - لغت هاي مشخص شده را معني کنيد: 1 - مرگت چنان زندگي را به - سخره - گرفت. 2 - - مَهر - مادر توست.  3 - بر - تالالبي - از خون خويش ايستاده اي . 4 - - شفق - آينه دار نجابتت  5 - و - فلق - محرابي که تو در آن نماز گزارده اي . 6 - چندان - تناوري - و بلند.  7 - شفق آيينه دار - نجابتت -  8 - در - حضيض - هم مي توان عزيز بود  ج - قلمرو ادبي :  1 - در عبارت « در حضيض هم مي توان عزيز بود » کدام آرايه وجود دارد ؟ * تناقض نما          * کنايه          * حسن تعليل         * واج آرايي  2 - بيت « اي چشم عقل خيره در اوصاف روي تو / چون مرغ شب که هيچ نبيند به روشني » با کدام عبارت تناسب دارد ؟   * صداقت شيرين ترين لبخند بر لبان اراده ي توست              * چندان تناوري و بلند که به هنگام تماشا /کلاه از سر کودک عقل مي افتد  3 - آرايه هاي عبارت « صداقت شيرين ترين لبخند بر لبان اراده ي توست » را بنويسيد. 4 - در عبارت « شفق آينه دار نجات تو است» مشبه و مشبه به را مشخص کنيد؟ 5 - « کنايه » و « مجاز » را در عبارت « خون تو شرف را سرخگون کرده است » مشخص کرده و توضيح دهيد 6 - اضافه ي تشبيهي را در عبارت « چندان تناوري و بلند / که به هنگام تماشا / کلاه از سر کودک عقل مي افتد » بيابيد.  7 - تلميح عبارت « در فکر آن گوالم / که خون تو را مکيده است » را بيان کنيد 8 - « کلاه از سر افتادن » کنايه از چيست؟   
ادبیاتکده -مسعودی

1- معنی واژه های (رغبت – منزلت – حضرت) به ترتیب در کدام گزینه صحیح آمده است؟

1) آمال – درجه – آستانه

2) میل – مقام – پیشگاه

3) خواستن – جاه – درگاه

4) تمایل – مسکن - حضور

2- از میان واژه های زیر، چند واژه غلط معنی شده است؟

اجرت (پاداش) – مشتبه (شبیه و همسان) – بعد (فاصله) – رغبت (خواست) – مذلت (عزت)

1) یک           2) دو           3) سه           4) چهار


ادبیاتکده -مسعودی
درس 1:   قلمرو فکري :   الف - عبارت هاي شعر و نثر را معني کنيد: 1 - قطره ي باران که درافتد به خاک / زو بدمد بس گهر تابناک 2 - گل به همه رنگ و برازندگي / مي کند از پرتو من زندگي 3 - ابر ز من حامل سرمايه شد 4 - چون بگشايم ز سر مو شکن / ماه ببيند رخ خود را به من 5 - ديد يکي بحر خروشنده اي 

 


ادبیاتکده -مسعودی

تبلیغات

آخرین ارسال ها

آخرین جستجو ها

کسب درامد از ارزهای دیجیتال عایق هميشه سونيک تخفیف دونی دانلود فایل آموزش و فروش کتاب